تبليغاتX
... به خاطر یک مشت
.بدلیل دانلود آهنگ و عکس بهتر است تا بار گذاری کامل صبر کنید
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
When you think you have all the answers to the questions in your life, the questions change.
 
|+| لجن مالی بوسیله "اشی©" در پنجشنبه سوم اسفند 1385  |
 

می خواهم اینجا

در این خلوتگه خاموش و تاریک

بر این زورق های شیشه ای ِ دل

در این سکوت از شبهای دلتنگی

با کمی مستی

که این مستی نه از شور شرابی

که مستی از شراب جام عشق ناب یادت

که مستی از همه شور و شعف

از درک پر از ناباوریهای دل دلتنگ

از تو گویم

از تو ای آرامشم

                                               از تو که بال همه پرواز پیش تو حقیر است

                                               از تو که نور همه دنیا ز نور چهره ات کمرنگ و شرمگین است

                                               از تو که درک همه هستی ز دل داری

                                               این دل  بی جان

                                               روح سرشار از همه احساس را

                                               درون پیله ات پروانه دادی

                                               تو را گویم

براستی ، تو همچون دیگران از آب و خاکی ... !؟

که خلق در چشم من پیش تو هیچ اند

آه می دانم

                                             تو مروارید چشمان خدایی

                                             تو سر مستی احساس خدایی

                                             تو همه درک خدا از هرچه زیبایی

                                             تو یک ناباور از خلق خدایی

                                             تو روحت ، وجودت ، همه از مست خدایی

                                             تو نقاشی احساس خدایی

                                             تو یک آزاده ی درک خدایی

                                             تو یک دیوانه ی شور خدایی

                                             آه ، خدایم

من از همپاییه با تو سخت در شگفتم

که من را این چنین لایق بداند

در کنار تو

دست در دستان احساس خدا دارم

خداوندا

             شاید این خوابیست !

            مرا از خواب بیدارم مکن هرگز

            اگر خوابیست

...

   

پ ن/1: هنگاميكه همه چيز تو را ياد او بيندازد با شكوه ترين صحنه زندگي نيز غم نبودنش را حكايت ميكند ...

 

 

 

|+| لجن مالی بوسیله سمیرا در جمعه بیستم بهمن 1385  |
 
اینو که دیدم واقعاْ سکته کردم!!!!!

به جون خودم راست می گم.هر کی ببینه سکته می کنه.بعد بگین این آمریکاییها جادوگر نیستن!


ادامه چرندیاتم
|+| لجن مالی بوسیله "اشی©" در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385  |
 
من یه شکلات گذاشتم توی دستش...اون یه شکلات گذاشت توی دستم...من بچه بودم ...اون هم بچه بود... سرم رو بالا كردم... سرش رو بالا كرد... ديد كه منو ميشناسه... خنديدم... گفت "دوستيم؟" ... گفتم "دوست دوست" ... گفت "تا كجا؟" ... گفتم "دوستی كه تا نداره" ... گفت "تا مرگ!" ... خنديدم و گفتم "من كه گفتم تا نداره" ... گفت "باشه ، تا بعد از مرگ!" ... گفتم "نه ، نه ، نه! تا نداره" ... گفت "قبول ، تا اونجا كه همه دوباره زنده ميشن... يعنی زندگی بعد از مرگ... باز هم با هم دوستيم... تا بهشت... تا جهنم... تا هر جا كه باشه من و تو با هم دوستيم" ... خنديدم و گفتم "تو براش تا هر جا كه دلت ميخواد يه تا بذار... اصلا" يه تا بكش از اين سر دنيا تا اون دنيا... اما من اصلا" تا نميذارم" ... نگاهم كرد... نگاهش كردم... باور نمی كرد... ميدونستم... اون می خواست حتما" دوستی مون تا داشته باشه... دوستی بدون تا رو نمی فهميد...
گفت "بيا برای دوستی مون يه نشونه بذاريم" ... گفتم "باشه ، تو بذار" ... گفت "شكلات... هر بار كه همديگه رو می بينيم يه شكلات مال تو ، يكی مال من... باشه؟" ... گفتم "باشه" ... هر بار يه شكلات ميذاشتم توی دستش... اون هم يه شكلات توی دست من... باز همديگه رو نگاه می كرديم... يعنی كه دوستيم... دوست دوست... من تند شكلاتم رو باز می كردم و ميذاشتم توی دهنم و تند تند اونو می مكيدم... می گفت "شكمو! تو دوست شكمويی هستی!" ... و شكلاتش رو ميذاشت توی يه صندوق كوچولوی قشنگ... می گفتم "بخورش!" ... می گفت "تموم ميشه... ميخوام تموم نشه... برای هميشه بمونه" ...
صندوقش پر از شكلات شده بود... هيچكدومش رو نمی خورد... من همش رو خورده بودم... گفتم "اگه يه روز شكلاتهات رو مورچه ها بخورن يا كرمها ، اون وقت چيكار می كنی؟" ... گفت "مواظبشون هستم" ... می گفت "ميخوام نگهشون دارم تا موقعی كه دوست هستيم" ... و من شكلات ميذاشتم توی دهنم و می گفتم "نه ، نه! تا نداره... دوستی كه تا نداره" ...
يه سال... دو سال... چهار سال... هفت سال... ده سال و بيست سال شده... اون بزرگ شده... من بزرگ شده م... من همه ء شكلاتها رو خورده م... اون همه ء شكلاتها رو نگه داشته... اون اومده امشب كه خداحافظی كنه... ميخواد بره... بره اون دور دورها... ميگه "ميرم ، اما زود بر می گردم" ... من ميدونم ، ميره و بر نمی گرده... يادش رفت شكلات به من بده... من يادم نرفت... يه شكلات گذاشتم كف دستش... گفتم "اين برای خوردن" ... يه شكلات هم گذاشتم كف اون دستش... گفتم "اين هم آخرين شكلات برای صندوق كوچيكت" ... يادش رفته بود كه صندوقی داره برای شكلاتهاش... هر دو رو خورد... خنديدم... ميدونستم دوستی من تا نداره... ميدونستم دوستی اون تا داره... مثل هميشه... خوب شد همه ء شكلاتهام رو خوردم... اما اون هيچكدومشون رو نخورد... حالا با يه صندوق پر از شكلات نخورده چيكار می كنه؟!
|+| لجن مالی بوسیله "اشی©" در یکشنبه پانزدهم بهمن 1385  |
 فیلتر شکن های جدید
فیلتر شکن 1  فیلتر شکن 2  فیلتر شکن 3

|+| لجن مالی بوسیله "اشی©" در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385  |
 
نشریه تایم که از معتبرترین نشریات در سطح جهان است در پایان سال 2006 برترین و مهمترین های 10 گانه) (top ten در زمینه های مختلف مانند برترین 10 فیلم، موسیقی، معاملات تجاری، رسوایی ها و ... کرده است.
 
(1)
 
 
زیدان در فینال جام جهانی و در آخرین لحظات بازی با سر ضربه ای به سینه ماتراتزی وارد آورد کرد و اخراج شد. ماتراتزی بعدا اعتراف کرد که به خواهر زیدان ناسزا گفته است. هر چند فرانسه فینال را به ایتالیا باخت ولی همه فرانسوی ها از جمله ژاک شیراک او را تحسین کردند و بخشیدند.
 
(2)
 
 
وینس بانگ بازیکن تیم تگزاس در شرایطی که تیمش از تیم کالیفرنیا عقب بود یک تنه 200 یارد را دوید و در فاصله 19 ثانیه به پایان بازی تیمش را پیش انداخت تا قهرمان آمریکا شود.
 
(3)
 
 
باربارو ، اسبی که همه پیشبینی می کردند تا برای اولین بار در 30 سال گذشته سومین قهرمانی در مسابقات اسبدوانی آمریکا را به دست آورد در مقابل چشم 118000 نفر استخوان پایش شکست و شرط بندی خیلی ها غلط از آب در آمد. دامپزشکان به سختی توانستند جان اسب را حفظ کنند.
 
(4)
 
 
تیم پیتزبورگ استیلرز با ضربه ای در 1 ثانیه مانده به پایان بازی مسیر قهرمانی خود در مسابقات راگبی آمریکا را هموار کرد.
 
(5)
 
 
فلوید لاندیس ، دوچرخه سوار آمریکایی پس از آنکه از مقام اول مسابقات تور دو فرانس تا مقام یازدهم نزول کرد همه چیز از دست رفته به نظر می رسید. ولی او در دور های بعدی به طور خیره کننده ای دوباره خود را بالا کشید و در نهایت به قهرمانی رسید ولی بعدا نتایج آزمایش دوپینگ او مثبت در آمد. او اکنون منتظر رای نهایی دادگاه است و به احتمال زیاد مدال از او پس گرفته می شود.
 
(6)
 
 
کوبی برایانت ستاره تیم بسکتبال لس انجلس لیکرز،در بازی مقابل تیم تورنتو به تنهایی 81 امتیاز کسب کرد. این دومین رکورد تاریخ
NBA است.
 
(7)
 
 
عکس لیندزی یاکوبلیس را نشان می دهد که به خاطر این حرکت نمایش
ی که در مسابقات المپیک زمستانی تورینو انجام داد، تعادلش را کمی از دست داد و به راحتی باعث از دست رفتن مدال طلای تیم آمریکا شد.
 
(8)
 
 
تایگر وودز قهرمان افسانه ای گلف امسال 6 ماه پس از فوت پدرش دوازدهمین مدال طلای جهانی خود را در مسابقات لندن به دست آورد. او پس از قهرمانی در حالیکه به شدت می گریست گفت: دلم برای پدرم خیلی تنگ شده است. کاش اینجا بود و این یکی را هم می دید.
 
(9)
 
 
تیم لس انجلس داجرز قهرمان بیس بال آمریکا شد.
 
(10)
 
 
برای اولین بار در تاریخ مسابقات بین المللی کریکت، مسابقه پاکستان و انگلیس به خاطر اعتراض پاکستان به قضاوت داور نیمه تمام ماند و پاکستان از ادامه مسابقه امتناع کرد.
 
|+| لجن مالی بوسیله "اشی©" در جمعه بیست و دوم دی 1385  |
 
خداراشكر كه تمام شب صداي خرخر شوهرم را مي شنوم . اين يعني او زنده و سالم در كنار من خوابيده است.

I am thankful for the husband who snoser all night, because that means he is healthy and alive at home asleep with me

____________ _________ _________ _________ _
خدا را شكر كه دختر نوجوانم هميشه از شستن ظرفها شاكي است.اين يعني او در خانه است و در خيابانها پرسه نمي زند.

I am thankful for my teenage daughter who is complaining about doing dishes, because that means she is at home not on the street
____________ _________ _________ _________ _
خدا را شكر كه ماليات مي پردازم اين يعني شغل و در آمدي دارم و بيكار نيستم.

I am thankful for the taxes that I pay , because it means that I am employed .
____________ _________ _________ _________ _
خدا را شكر كه لباسهايم كمي برايم تنگ شده اند . اين يعني غذاي كافي براي خوردن دارم.

I am thankful for the clothes that a fit a little too snag , because it means I have enough to eat
____________ _________ _________ _________ _
خدا را شكر كه در پايان روز از خستگي از پا مي افتم.اين يعني توان سخت كار كردن را دارم.

I am thankful for weariness and aching muscles at the end of the day, because it means I have been capable of working hard
____________ _________ _________ _________ _
خدا را شكر كه بايد زمين را بشويم و پنجره ها را تميز كنم.اين يعني من خانه اي دارم.

I am thankful for a floor that needs mopping and windows that need cleaning , because it means I have a home
____________ _________ _________ _________ _
خدا را شكر كه در جائي دور جاي پارك پيدا كردم.اين يعني هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبيلي براي سوار شدن.

I am thankful for the parking spot I find at the farend of the parking lot, because it means I am capable of walking and that I have been blessed with transportation
____________ _________ _________ _________ _
خدا را شكر كه سرو صداي همسايه ها را مي شنوم. اين يعني من توانائي شنيدن دارم.

I am thankful for the noise I have to bear from neighbors , because it means that I can hear
____________ _________ _________ _________ _
خدا را شكر كه اين همه شستني و اتو كردني دارم. اين يعني من لباس براي پوشيدن دارم.

I am thankful for the pile of laundry and ironing, because it means I have clothes to wear
____________ _________ _________ _________ _
خدا را شكر كه هر روز صبح بايد با زنگ ساعت بيدار شوم. اين يعني من هنوز زنده ام.

I am thankful for the alarm that goes off in the early morning house, because it means that I am alive
____________ _________ _________ _________ _
خدا را شكر كه گاهي اوقات بيمار مي شوم . اين يعني بياد آورم كه اغلب اوقات سالم هستم.

I am thankful for being sick once in a while , because it reminds me that I am healthy most of the time
____________ _________ _________ _________ _
خدا را شكر كه خريد هداياي سال نو جيبم را خالي مي كند. اين يعني عزيزاني دارم كه مي توانم برايشان هديه بخرم.

I am thankful for the becoming broke on shopping for new year , because it means I have beloved ones to buy gifts for them
____________ _________ _________ _________ _
خداراشكر...خدارا شكر...خدارا شكر
Thanks God Thanks God Thanks God

 

 

|+| لجن مالی بوسیله "اشی©" در جمعه بیست و دوم دی 1385  |
 
 
تبليغات X